
[ س َ / س ِ ] (اِ) ظرفی باشد که چیزی در آن خورند. (برهان ). ناجود و قدح و جام و ساغر و پیاله و دوری و طبقچه ٔ بزرگ و یا کوچک مسین و یا چوبین و یا گلین و بادیه و قدح چینی بزرگ و کوچک و هرظرفی که در آن چیزی خورند. (ناظم الاطباء). ظرف مدور از فلز یا گل که دیواره اش بلند باشد و برای حمل غذا و آب استعمال میشود و قسم بزرگ آن را قدح هم گویند.
Read More
ناجود و قدح و جام و ساغر و و دوری و طبقچه بزرگ و یا کوچک مسین و یا چوبین و یا گلین و بادیه و قدح بزرگ و کوچک و هرظرفی که در آن چیزی خورند. ( ناظم الاطباء ). مدور از فلز یا گل که دیواره اش بلند باشد و برای
Read More
2025.4.14 واژه کاسه در زبان فارسی و عربی ریشهً اوستایی و سانسکریتی دارد و از واژه کاچه به معنی شیشه، آبگینه، آیینه، لیوان، جام و کریستال اخذ شدهاست. این واژه چنانکه در واژه پهلوی کاسوک (کاسه پشت ...
Read More
کاسه . [ س َ / س ِ ] (اِ) ظرفی باشد که چیزی در آن خورند. (برهان ). ناجود و قدح و جام و ساغر و پیاله و دوری
Read More
ظرف مدور از فلز یا گل که دیواره اش بلند باشد و برای حمل غذا و آب استعمال میشود و قسم بزرگ آن را قدح هم گویند. این لفظ مأخوذ از کاس عربی است .
Read More
آب به آسیاب کسی ریختن. آب پاکی روی دست کسی ریختن. (یا آب پاکی را روی دستش ریخت.) (معنی: پاسخ منفی به کسی دادن. کسی را ناامید کردن. هرگاه کسی به امید پیروزی و کامیابی در کاری بسیار کوشش میکند، ولی پاسخ منفی میشنود، این ضرب المثل بهکار برده میشود.) آب خوش
Read More
در دیکشنری آنلاین شما با وارد کردن هر واژه ای در بخش مشخص شده و زدن دکمه جستجو، به سرعت معنی و توضیحات مربوطه را می توانید مشاهده کنید. مجموعهٔ حروفی که یک واحد را تشکیل دهند، واژه یا کلمه (انگلیسی: Word) نام دارند. در دستور زبان فارسی، معمولاً کلمه را به نُه بخش تقسیم می کنند: اسم، صفت، عدد،
Read More
فرهنگ لغت آنلاین، دهخدا، معین، عمید، دیکشنری فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی دارالترجمه رسمی آنلاین ساترا
Read More
کلمه "یک کاسه" ترکیبی از عدد "یک" و اسم "کاسه" است. در فارسی، برای نگارش و استفاده صحیح از این ترکیب، چند نکته وجود دارد: استفاده از عدد: در فارسی، عدد "یک" بهطور معمول در مواردی که به تعدادی اشاره میشود، به کار میرود. مثلاً: "یک کاسه آب".
Read More
یک کاسه کرده ایم بهار و خزان خویش . صائب (از آنندراج ). نگذاشته ست حسن تو چیزی برای گل یک کاسه کرده است چو می آب و رنگ را. شفیع اثر (از آنندراج ). (ق مرکب ) به قدر یک کاسه . به اندازه ٔ یک کاسه .
Read More
لغتنامه دهخدا معنی کاسه . [ س َ / س ِ ] (اِ) ظرفی باشد که چیزی در آن خورند. (برهان ). ناجود و قدح و جام و ساغر و پیاله و دوری و طبقچه ٔ بزرگ و یا کوچک مسین و یا چوبین و یا گلین و بادیه و قدح چینی بزرگ و کوچک و هرظرفی که در آن چیزی ...
Read More
همچنین فیلتر-مخلوطک ن دارای یک شبکه خروجی است که ناخالصی های موجود در مواد را نگه می دارد (ریشه ها، پالستیک ها یا سایر مواد خارجی). ... (خردکن اولیه، خردکن/ آسیاب کاسه ای تَر (wet pan mill) آسیاب ...
Read More
آش همان آش است و کاسه همان کاسه. آشپز که دو تا شود، آش یا شور میشود یا بینمک. ... واژهی عیان به معنی چیزی که با چشم به روشنی دیده میشود، است و از واژهی عین بهمعنای چشم گرفته شده است.
Read More
سبد خرید شما خالی است. حساب کاربری مرا به خاطر بسپار فراموشی گذرواژه؟ یا ساخت حساب کاربری حداقل 8 کاراکتر تمام دسته ها تمام دسته ها ...
Read More
فرهنگ لغت آنلاین، دهخدا، معین، عمید، دیکشنری فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی دارالترجمه رسمی آنلاین ساترا
Read More
2024.6.6 هدف اصلی کد G هدایت حرکت و اجرای یک ماشین CNC است. این یک روش استدلال سه بعدی را سیستمبندی میکند، هدهای چاپ، برشها و سایر اجزا را از طریق مسیری هدایت میکند که آنها را برای عملیات مورد نظر تنظیم میکند و فرمان را اجرا ...
Read More
2025.5.12 چیزی که من را خیلی شگفت زده می کند این است که مردم 1000 دلار برای یک دستگاه اسپرسوساز خرج می کنند، از یک آسیاب تیغه ای ارزان قیمت استفاده می کنند، یا حتی بدتر، قهوه آسیاب شده را از کافه یا فروشگاه مواد غذایی می خرند.
Read More
2024.6.6 موتور RPM کم به این معنی است که این آسیاب از بسیاری دیگر بی صداتر است و در هنگام آسیاب خنک می ماند. علیرغم سرعت کم، Capresso Infinity یک آسیاب بسیار کارآمد با خروجی حداکثر ۳g/s است.
Read More
2020.2.15 این به آن معنی است که چند دقیقه بین شما و یک فنجان قهوه تازه فاصله است. دستگاههای اسپرسوساز، آب نزدیک به نقطه جوش را از میان دانههای قهوه آسیاب شده و فشرده شده با فشار عبور میدهند.
Read More
چیزی.( اِ ) ( مرکب از چیز + ی ) شی ٔ. کمی. قدری. مقداری. و چون با عدد بکار رود مترادف با عدد مجهول «اند» افتد؛ یعنی مبلغ یا مقدار یا مقداری بیشتر : کوه قارن ناحیتی است که مر او را ده هزار و چیزی ده است.
Read More